طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند

14 سپتامبر 2020 223 بازدید بدون نظر


پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند
بلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می‎کند
همتم تا می‎رود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می‎کند
بلبلی در سینه می‎نالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل‎فشانی می‎کند
ما به داغ عشقبازی‎ها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک‎پرانی می‎کند
نای ما خاموش ولی این زهره‎ی شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی می‎کند
گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی می‎کند
سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی می‎کند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی می‎کند
بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران می‎رسد با من خزانی می‎کند
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون می‎کند با ما نهانی می‎کند
می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند
شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ور نه قاضی در قضا نامهربانی می‎کند


http://bayanbox.ir/view/1381193845131715208/Untitled-2.png

چنانچه اهنگ دانلود نشد ممکنه سرور مشکل داشته باشه لطفا به ما اون پایین گزارش بدهید تا درست کنیم

برای دانلود با موبایل روی دانلود نگه داشته و ذخیره یا سیو یا بارگزاری را بزنید
توجه اگر از فـیـــلـتـر شــکـــن استفاده میکنید خاموش کنید
بر چسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ثبت گزارش - انتقاد - پیشنهاد

    • هر گونه پیشنهاد انتقاد درخواست شکایت را در اینجا ثبت کنید.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.