معنی درس اول فارسی هفتم

کلمات و شعر های درس 1 فارسی هفتم


نام درس : زنگ آفرینش | موضوع : معنی کلمات – معنی شعر | پایه هفتم

کلمات و شعر های درس 1 فارسی هفتم


معنی شعر های فارسی هفتم

درس اول :: زنگ آفرینش

معنی شعر زنگ آفرینش فارسی هفتم

🔴 درس اول : صفحه 12 13 14

زنگ آفرینش

❇️صبح یک روز نوبهاری بود روزی از روز های اول سال
معنی: صبح یکی از روز های فصل بهار بود و سال تحصیلی جدید آغاز شده بود.

❇️ بچه ها در کلاس جنگل سبز جـمع بودند دور هم خوشحال
معنی: بچه ها در کلاس دور هم جمع شده بودند و خوشحال بودند.

❇️ بچه ها گرم گفت و گو بودند باز هم درکلاس غوغا بود
معنی: بچه ها مشغول صحبت بودند و در کلاس سروصدا و شلوغ بود.

❇️ هریکی برگ کوچکی در دست باز انگار زنگ انشاء بود
معنی: هر یکی از بچه ها برگه ای در دست داشتند و قرار بود زنگ انشاء شروع شود.

زنگ آفرینش

❇️ تا معلم زگرد راه رسیــــد گفت با چهره ای پر از خنده:
معنی: همین که آموزگار وارد کلاس شد و رسید، خندان گفت.

❇️ باز موضوع تازه ای داریم “آرزوی شما در آینده”
معنی: برای انشاء موضوع تازه ای داریم. موضوع آرزوی شما در آینده است.

❇️ شبنم از روی گل برخاست گفت: می خواهم آفتاب شوم
معنی: شبنم بلند شد و گفت من میخواهم آفتاب شوم(صنعت تشخیص)

❇️ ذره ذره به آسمان بروم ابر باشم، دوباره آب شوم
معنی: ذره ذره با آسمان بروم و به ابر تبدیل شوم و دوباره به آب تبدیل شوم.

زنگ آفرینش

❇️ دانه آرام بر زمین غلتیـد رفت و انشای کوچکش را خواند
معنی: دانه آرام آرام برروی زمین چرخید و غلت خورد و شروع کرد به خواندن انشای کوچکش.

❇️ گفت: باغی بزرگ خواهم شد تا ابد سبز خواهم ماند
معنی: در انشایش گفت: به باغی بزرگ تبدیل خواهم شد و همیشه سرسبز وسبز رنگ خواهم ماند.

❇️ غنچه هم گفت گرچه دل تنگم مثل لبخند باز خواهم شد
معنی: غنچه گفت اگر چه دل تنگم، مانند لبخند باز خواهم شد.

❇️ با نسیم بهار و بلبل و باغ گرم راز و نیاز خواهم شد
معنی: با باد ملایم بهار و بلبل و باغ، شروع به زار و نیاز کردن می کنم.

❇️ جوجه گنجشک گفت: می خواهم فارغ از سنگ بچه ها باشم
معنی: جوجه گنجشک گفت می خواهم از سنگ بچه ها آزاد شوم.

❇️ روی هر شاخه جیک جیک کنم در دل آسمان رها باشم
معنی: روی هر شاخه بنشینم و جیک جیک کنم و از منظره ی آسمان لذت ببرم.

زنگ آفرینش

❇️ جوجه ی کوچک پرستو گفت: کاش با باد رهسپار شوم
معنی: جوجه ی کوچک پرستو گفت کاش بتوانم با باد همراه شوم.

❇️ تا افق های دور کوچ کنم باز پیغمبر بهار شوم
معنی: تا آسمان های دور کوچ کنم و باز پیامبر خبر آمدن بهار شوم.

❇️جوجه های کبوتران گفتنـــــد: کاش می شد کنار هم باشیم
معنی: جوجه های کبوتران گفتند ای کاش می توانستیم در کنار هم باشیم.

❇️ توی گلدسته های یک گنبد روز و شب زائر حرم باشیم
معنی: توی گلدسته های یک گنبد، همه وقت زیارت کننده ی حرم باشیم.

❇️ زنگ تفریح را که زنجره زد باز هم در کلاس غوغا شد
معنی: زنگ تفریح را که زنجره زد(نوعی حشره)، دوباره در کلاس سروصدا و شلوغ شد.

❇️ هر یک از بچه ها به سویی رفت و معلم دوباره تنها شد
معنی: همه ی بچه ها به طرفی رفتند و معلم دوباره تنها شد.

❇️ با خودش زیر لب چنین می گفـت: آرزو هایتان چه رنگین است!
معنی: معلم زیر لب می گفت چه آرزو های قشنگی دارید!

❇️ کاش روزی به کام خود برسید؛ بچه ها آرزوی من این است!
معنی: ای کاش روزی به آرزوی خود برسید. این آرزوی من است.

معنی کلمات زنگ آفرینش هفتم

🍂 پیغمبر: پیام آور
🍂 گلدسته: مناره
🍂 گنبد: سقف بزرگ که به شکل نیم کره است
🍂 زائر : دیدار کننده
🍂 کام : آرزو میل خواسته
🍂 زنجره : سیر سیرک نوعی حشره که از خود صدا تولید می کند
🍂 حرم: داخل مکان زیارتی
🍂 گرم: مشغول، سر گرم
🍂 غوغا: آشوب و فریاد، همهمه
🍂 انگار: گویی
🍂 ذره ذره :کم کم
🍂 ابد: جاودان
🍂 غلتید: از پهلوی به پهلوی دیگر چرخید
🍂 موضوع: مطلب
🍂 دل تنگ: ناراحت، غمگین
🍂 فارغ: آسوده، راحت
🍂 افق: کرانه های اسمان
حکایت هفتم

🔴 درس اول : صفحه 17

🔻حکایت: اندرز پدر

یاد دارم که در ایّام طفولیّت متعبّد و شب خیز بودم. شبى در خدمت پدر، رحمه اللّه علیه، نشسته بودم و همه شب دیده برهم نبسته و مُصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه اى گرد ما خفته. پدر را گفتم: از اینان یکى سر برنمى دارد که دوگانه اى بگزارد. چنان خواب غفلت برده اند که گویى نخفته اند که مرده اند.
گفت: جان پدر! تو نیز اگر بخفتى، به از آن که در پوستین خلق افتى.
گلستان سعدی

🔹معنی: یادم هست که در دوران کودکی شب ها بر می خاستم و به عبادت می پرداختم. یک شب در حضور پدرم (که رحمت خدا بر او باد) نشسته بودم و تمام شب بیدار بودم و مشغول خواندن قرآن و گروهی در اطراف ما خوابیده بودند. به پدرم گفتم: در بین این جماعت حتی یک نفر از خواب بیدار نمی شود تا نماز صبح بخواند. آنچنان در خواب غفلت و بی خبری از یاد خدا فرو رفته اند که انگار در خواب نیستند بلکه مرده اند.
پدر گفت: فرزند عزیزم تو هم اگر می خوابیدی بهتر از آن بود که از مردم غیبت می کردی.

معنی کلمات اندرز پدر فارسی هفتم

🍂 ایام: روزها

🍂 طفولیت: خردسالی

🍂 متعب‍د: عبادت کننده

🍂 دیده: چشم

🍂 گویی: انگار

🍂 مصحف: کتاب اسمانی/قران

🍂 طایفه: گروه

🍂 رحمه الله علیه: خداوند او را رحمت کند

🍂 دو گانه: نماز صبح

🍂 به: بهتر

🍂 بگزارد: به جای اورد

🍂 در پوستین خلق افتادن کنایه از غیبت کردن است

🍂 سربر نمیدارد: کنایه از بیدار نمی شود